در نانوایی قلبی از نان دیدم
بزرگ،گرم و معطر
و اندیشیدم
اگر قلبی از نان داشتم
چه بسیار کودک می توانستند آن را بخورند
برای تو دوست من که گرسنه ای
برای تو یک لقمه از قلب نانی ام
و برای تو،و برای تو و برای تو
دوستت دارم گفتن
به کودکی که گرسنه است و هراسان
کافی نیست
اگر کودکی را گریان ببینی
طفلکی گفتن کافی نیست
اگر قلب من از نان بود
چه بسیار کودکان می توانستند از آن بخورند
و شما که فرمان می دهید
منتظر چه هستید
چرا بمب هایی از نان نمی سازید
که در پایان هر جنگ، هر سرباز
با سبدی از بمب های زرین و معطر
شادان به خانه اش برگردد
اما این رویایی ست
و آن که گرسنه است هنوز می گرید
اگر قلب من از نان بود لیلا ابراهیم سمعان، 10 ساله از لبنان
«مسابقه شعر جهانی کودک، برگزار شده از سوی یونسکو»
نگاشته شده توسط: ataee | فوریه 11, 2008
قلبی از نان
ارسال شده در Uncategorized



Hi, this is a comment.
To delete a comment, just log in, and view the posts’ comments, there you will have the option to edit or delete them.
By: Mr WordPress on فوریه 11, 2008
at 10:32 ب.ظ
درود از ما، سلام از حضرت دوست
چقدر کار خوبی کردی که نوشتن رو شروع کردی
بنویس عزیز، حتما وبلاگ قشنگی خواهد شد
موفق باشی
By: aghmajid on فوریه 19, 2008
at 11:43 ب.ظ
بسیار لذت بردیم… ولی مرگ بر حزب — ؛ حماس؛ الفتح و تمام تروریست های جهان.
فراموش نکنیم که اونها هم چه بسیار از زنان و مردان و کودکان بی گناه اسرائیلی رو که نکشتند… واقعیت همیشه دو طرف داره
By: پلنگ صورتی on فوریه 22, 2008
at 3:17 ب.ظ